بایگانی نویسنده: علی حسینی

آهنگ آذری زیبا برای مادر – آنام

آوای زیبای آذری زبان ها هر متن و هر آهنگی رو با هر موضوعی زیبا می کنه
در عزاداری ها آوای سوزناکشون
در مراسم شاد آوای زیبای شاد و روح نوازشون
و خلاصه اینکه بی عیب و نقص ان دیگه
این آهنگ زیبا رو که براتون قرار دادم رو گوش کنید لطفن !

در متن آهنگ، خواننده به مادرش می گه که چه شب هایی که برای ما تا صبح لالایی خوندی ( لالایی رها کردی به گوش من ) و ادامه می ده که عمرت رو برای من گذاشتی و جوانی ات رو برای من پیر کردی

خودتون گوش کنید لطفن

صندلی های چسبناک مجریان صدا و سیما

محمد رضا حیاتی پیشکسوت گویندگی خبر در صدا و سیما

از وقتی یادمه آقای #محمد_رضا_حیاتی گوینده خبر بوده توی صدا و سیما تا الان که بنده دارم این مطلب رو می نویسم.
آقای حیاتی از سال ۱۳۶۰ وارد صدا و سیما شدن و ظاهرن که به غیر از فعالیت در تلویزیون در رادیو هم کارهایی رو انجام دادند و اگر از حق نخواهیم دور بشیم یکی از قدیمی ها و پیشکسوتان گویندگی خبر در صدا و سیما هستن.
ایشون در سال ۱۳۹۴ بازنشسته شدن اما ظاهرن توی ایران بعد از بازنشسته شدن بجای اینکه بریم و استراحت کنیم و لذت ببریم، دنبال کار دوم می گردیم. برای مثال آقای حیاتی علاوه بر اینکه بعد از بازنشستگی صندلی کاریه خودشون رو تحویل ندادن بلکه کارهای حاشیه ای مثل اجرای سمینارهای شرکت های تولیدی و وارداتی را نیز بعضن به عهده گرفتن و به جای استراحت چند برابر روزهای دیگه کار می کنن که قطعن به ما چه و خودشون می دونن.

“آقای حیاتی در سایت جام جم گفتند که بعد از پایان فعالیت گویندگی حتما وارد عرصه #بازیگری می شن”

اما مغز حرف بنده این هست که چرا صدا و سیما در طی این چند سال نتونسته مجری رو جای ایشون تربیت کنه و بیاره سر کار

در بخش های ورزشی و اجرای برنامه های ورزشی و تفریحی مجریانی وارد سیستم صدا و سیما شدن اما بحث بنده گویندگی خبر هست.
چرا به جای آقای حیاتی یه جوون تجربه پذیر وارد نشده؟ چرا به جای اینکه دو حقوق به آقای حیاتی داده بشه یک جوان دیگه وارد بازار کار نشه ؟
قطعن آقای حیاتی باید در گوشه ای تجربیات خودشون رو که با هزینه دولت به دست آوردن رو نفر بعدی انتقال بدن و این صندلی چسبناک صدا و سیما رو به شخص دیگه ای بسپارن.
تعدد مجریان جوان در شبکه خبر بهعلت ماهیت برنامه های متنوع و فراوان این شبکه یک گام خوب و مفید هست که باید به سایر شبکه ها نیز سرایت کنه.
خلاصه اینکه با حرکت ها و جابجایی های مناسب هم می تونیم اشتغال زایی کنیم و نور امید رو به دل جوون ها وارد کنیم و ایمان داشته باشیم که جوان های امروزی سریع تر می تونن با متدهای جدید آشنا بشن و به تنوع و مخاطب پسندی برنامه های تلویزیونی اضافه کنن.

زباله های نوروزی

زباله در جاده

ریختن زباله در جاده

سالهای سال هست که به روش های متفاوت و با ابزارهای مختلف دارن فرهنگ سازی می کن که آقا جان توی طبیعت آشغال نریزید.
همه جوره دارن می گن که پلاستیک و نایلون و فلان و بهمان چقدر زمان می بره که تجزیه بشن و به طبیعت برگردن ( که بنده اعتفاد دارم که برگشت به طبیعت هم آخر داستان نیست و خیال آدم با این اوضاع راحت نمی شه )
اما بازم انگار نه انگار
توی همین چند روزی که از سال نوی ۹۷ گذشته شخصا بارها شاهد این بودم که نسل جوان ما هنوز این موضوع رو جدی نمی گیره و یا اگر می گیره برای خودش جدی نمی گیره و فکر می کنه این حرف ها برای دیگران هست نه برای اون
همین آدم های جوون یه فیل باکلاس و فرهنگی و احساسی که توی #فیس_بوک و #توییتر می بینن می گن فرهنگ اونا رو نگاه کن فرهنگ ما رو نگاه کن و بعد با تکون دادن سر یه افسوس برای ایرانی ها می خوره و خبر نداره که بابا خودش اول همین داستان هست.
چرا مردم توی هر سنی که هستن متوجه نیستن که اولن آشغال ریختن کلن یک حرکت زشتی هست که ذاتن روی روان و روح آدم اثر منفی می زاره چه اون شخصی که آشغال می ریزه چه اونی که بعدن می خواد از حق شهروندی و پاکی محیط زندگی اش لذت ببره
دومن چرا به این موضوع از این زاویه نگاه نمی کنیم که بابا جان یکی باید بعدن این آشغالی رو که شما ریختی رو از زمین جمع کنه و این یک نفر می تونه هر کی باشه، شاید من شاید یکی دیگه و شاید اصلن یکی از افراد خانواده خودش.
سوم اینکه بیایید فکر کنیم که کسی قرار نیست این آشغال رو جمع کنه و آشغال ریختن هم روح و روان ما رو اذیت نمی کنه، آیا به نظر شما صد سال آینده این آشغال های ریز و درشت نمی شه یه تپه و یه کوه آشغال ؟
ما اصلن مسئول آینده و نسل آینده بعد از خودمون هستیم ؟
چرا هیچ وقت اینطور نگاه نمی کنیم که بعدها این فرزندان ما و دوستان ما هستن که می خوان از این سهمی که دنیا براشون گذاشته استفاده کنن.
این موضوع در در عید نوروز و مسافرت های بین جاده ای و درون شهری بسیار دیده می شه / لطفن اگر دیدید و تونستید هم یه تذکر مهربانانه بدید و هم اون زیاله رو در جای واقعی خودش بزارید / ممنونم

سکوت هواپیمایی آسمان/ تیم ملی حوادث

اعتقاد دارم اگر صبح بیدار شدید باید خدا رو شکر کنید که شانس زندگی رو دارید و ایمان داشته باشید که شانسی شانسی زنده ایم. ( نمی گم تو زندگی خبریه ها اما قاعدتا بین زنده بودن و مرده بودن خب زنده بودن بهتره دیگه )
حالا اگر شانسی زنده بودید لطفن هرجا می رید مواظب باشید یهو زیرپاتون خالی نشه، یهو ماشین از روتون رد نشه، یهو از پل عابرپیاده یکی سقوط نکنه روی سرتون، از آسمون هواپیما روی شما فرود نیاد، از پشت دوستتون صدا نکنه از جلو برید تو لوله و خلاصه از این داستان ها.

امروز هواپیمای تهران به یاسوج سقوط کرد و شخصن هیچ چیزی نمی تونم به خانواده اش بگم به غیر ببخشید ( حالا علت اش و معنی اش و غیره بماند )

خوبه که بدونید شرکت هواپیمایی آسمان الان که نزدیک به ۷ ساعت از سقوط هواپیماش گذشته حتی یک اشاره کوچیک روی سایت اش نکرده و همچنان در حال فروش بلیط هواپیما هست

تصویر سایت هواپیمایی آسمان

دیگه داریم توی ساخت حوادث کولاک عمل می کنیم. کلن به علت اش کاری ندارم چون بالاخره حتمن یه علتی داره دیگه اما امسال بلای آسمانی کم داشتیم که اونم حادث شد.
امسال بلای آسمانی داشتیم، زمینی داشتیم، ساختمانی داشتیم دریایی داشتیم خلاصه تیم ملی ایجاد حوادث رو کامل در اختیار داریم.
جالب اینه که بعضی ها هم نشستن و آماده ایجاد کمپ و طراحی انواع تسلیت با طرح های مختلف مربوط به نوع حادثه هستن و در یک چشم به هم زدن طرح و کامل و در فضای مجازی به اشتراک می زارن. انگار کل کل طراحی و تسلیت و جمله های سوزناک گفتن هست.
به نظر من این چیزها قشنگه اما سازنده نیست. سازندگی استعفای مدیر مربوطه است، سازندگی استفاده از ابزار حرفه ای هست. سازندگی یعنی بلند داد بزنی چرا پلاسکو ریخت و دیگه عین اون تکرار نشه. چرا کرمانشاه اوضاعش بحرانی شد و دیگه تکرار نشه.
چرا یه کشتی به کشیه ما می خوره و سالم میرسه بندر اما برای ما می مونه وسط دریا و نابود وفنا می شه؟
اینکه کوه دنا وسط خط پروازی این هواپیما چیکار می کرد و از کجا اومد و چریان اش چی بود و چیکار باید کرد که دیگه نشه؟
به جای ساختن توضیحات جدید ما نیاز به ساختن ابزار و افراد جدید داریم که بتونن اجرایی رفتار کنند و عملیاتی فکر کنن

به نظرم آرامشی که صداقت نشر اخبار میده و تنبیه خاطیان میده ، بیشتر از هر تسلیتی به درد خانواده های بیچاره این حوادث می خوره !

تسلیت

صندلی برنامه هفت صندلی وکالت شخصی نیست

رشیدپور در برنامه تلویزیونی “هفت”

برنامه هفت برنامه ایست قدیمی که در خصوص فیلم های روز ایران صحبت می کنه، نقد میکنه تحلیل می کنه و خلاصه آن چیزی که مربوط به فیلم هست رو از مغز کارگردان و فیلمبردار و نورپرداز و غیره حدس می زنه و می کشه بیرون و با آوردن نقادان این رشته فیلم ها رو به نقطه بحث می رسونه
اما این برنامه هرچقدر مخاطب داشت، این مخاطبین در دوران سی و ششمین جشنواره فجر ( سال ۱۳۹۶ ) به صورت کاملن محسوس افزایش پیدا کرد و درست در این زمان آقای رشیدپور که خودشون هم از مجریان با سابقه صدا و سیما هستن به عنوان مجری این برنامه و در این دوران انتخاب شدن.
هر چند انتخاب خود ایشان که انتخابی بین استاد مهران مدیری و ایشون بود باعث شد که به داغ شدن و مطرح شدن این برنامه بیانجامه اما همه چیز مانند خود برنامه حالا خورشید ایشون دست به دست داد تا این برنامه به سر زبان ها بیفته و ایشون هم به عنوان مجری انتخاب بشه و در نهایت برنامه هفت پا به روش و طریق جدیدی از اجرای خودش برسه
اما بعید می دونم با سبک اجرایی که از آقای رشیدپور می بینم این برنامه بتونه ادامه پر باری داشته باشه مگر اینکه ایشون روش خودش رو از همین الان عوض کنه یا عوض کرده باشه.
دیشب یعنی ۲۰ بهمن ماه ۱۳۹۶ یکی از مهمان های برنامه مردمی “هفت” استاد بی نظیر و بدون تکرار بازیگری ایران، جناب آقای داریوش ارجمند بود، استادی که شاید با دیدن ایشون نا خودآگاه از صندلی بلند بشید و خاضعانه از ایشون ستایش کنید.
استاد ارجمند به هر دلیلی که می تونه نظر خود ایشون باشه نحوه نقد نقادان برنامه هفت رو مردود اعلام کرد. به هر دلیلی/ استاد ارجمند به عنوان یک پیشکسوت و انسان با تجربه این رشته هنری، نظر خود را در خصوص نحوه نقد فیلم ها و ستاره دادن نقادان برنامه هفت مطرح کردند و طبعن حق دفاعی برای نقادان این برنامه ایجاد شد.
مجری برنامه هفت یا همان آقای رشیدپور مانند اکثر اجراهای خود با خنده های خود که نمایش دندان ها درست شده و سفید شده ایشان هم می باشد با نحوه نشستن مدلینگ خودشون استاد ارجمند را تا جایی از سخنانشان همراهی کردند و گاهی نیز به نقادان حق می دادند. اما در بخش های پایانی صحبت های آقای ارجمند، استاد ارجمند در ستایش از اجرای خوب آقای رشیدپور به عنوان مجری که می تواند بحث های برنامه را توسعه دهند سخنانی گفتند.
به وضوح میشد دید که آقای رشیدپور پس از چند دقیقه که به خود و به بینندگان زمان دادند تا از تعاریف استاد ارجمند بگذرد، ناگهان به یکی از مدافعان استاد ارجمند تبدیل شدند و چنان به عنوان سپر در جلوی ایشان قرار گرفتند که به هیچ کسی اجازه دادن منفی در مقابل نظرات ایشان یا طنازی در خصوص صحبت های ایشان را نمی دادند و گویی تمام مقدسات عالم را به یک طرف برده و تنها چیزی که در الگوی ذهنی ایشون مقدس و قدیسه شده بود نام آقای ارجمند بود.
در ادامه برنامه که نقادان برنامه حضور داشتند و در بخش قبلی به آنها و تفکرات آنها و نحوه قضاوت آنها حمله شده بود. نقادان شروع به دفاع از خود کردند که صد در صد حق مسلم و طبیعی آن ها بود.
اما آقای رشیدپور نازنین که تجربه اجراهای فراوانی را داشت گویی تمام اصول را فراموش کرده بود و برای جلوگیری از دفاع نقادان بارها در میان صحبت های آنها می پرید و می گفت: حالا چرا عصبانی هستید؟
نقادان هم کوتاه می آمدند اما آقای رشیدپور چند بار تاکید کردند که آقای ارجمند، دارای کسوت و پیشینه هستند و نباید مقابل نظر ایشان ایستاد و به خاطر کسوت ایشان لطفن چیزی به آقای ارجمند نگویید.
بجث من همین نقطه است.
هدف این برنامه هفت چیست ؟ انتقاد، تحلیل، بررسی و … برای بهتر شدن زوایا
حالا یکی سن اش بالاست و نظری داده و دیگران هم دارن بدون هر گونه توهینی به ایشون از خودشون دفاع می کنن و این اصلن بی احترامی نیست و این دقیقن یه معنی تعامل هست. این همون چیزی هست که باید بهش رسید. حالا اگر ما هنوز درگیر زنجیر سن و سال هستیم آیا نباید پیشرفت کنیم؟ نباید تحلیل کنیم؟ نباید نقد درست کنیم؟
بنده اصلن نه به روش نقد برنامه کاری دارم و به نقد استاد بزرگم آقای ارجمند، من دقیقن به نحوه اجرای آقای رشیدپور نقد دارم و توقع دارم که ایشون کل برنامه رو در عین بیطرفی اجرا کنند.
آقای رشیدپور حتی در انتهای برنامه به نقادان گفتند که من استادارجمند رو دوست دارم و لطفن به ایشون هیچ توهینی نکنید و بنده وکالتا از سمت ایشون اینجا و در این صندلی نشستم.
آقای رشیدپور! اون صندلی برای وکالت شما نیست. اون صندلی برای برنامه هفت صدای و سیمای جمهوری اسلامی ایران هست و جای مهربانی های اخلاقی و ادبی و نمایش توکل شما نیست. اون صندلی برای بهتر شدن سینمای ایران در اونجا قرار داده و شما حق نداریم که به کسانی که برای دفاع از خودشون صحبت می کنند بگید که لطفن در خصوص آقای ارجمند هیچ حرفی نزنید و ادامه ندید.
شما فقط مجری هستید حتی مجری کارشناس این برنامه نیستید و حتی وکیل و موکل هم نیستید.
لطفن از قدرتهای چند روزه ای که به شما ها می دن استفاده شخصی نکنید.

طاووس پریشان از سوار شدن به هواپیما منع شد

خطوط هوایی یونایتد آمریکا از سوار کردن یک طاووس که گفته شده پریشان‌خاطر و به لحاظ روانی به صاحبش وابسته است جلوگیری کرده است.
مالک این طاووس حتی پیشنهاد خرید بلیط جداگانه برای او کرده بود.
با وجود این، یونایتد ایرلاین که نمایندگانش در فرودگاه نیوآرک نیوجرسی با این طاووس روبرو شدند، می‌گوید سوار کردن این پرنده با مقررات این شرکت هوایی در ارتباط با وزن و سایز حیواناتی که می‌توانند همراه صاحبانشان به داخل کابین مسافران بروند مغایرت داشته است.
یونایتد ایرلاین همچنین می‌گوید به صاحب این پرنده قبل از آن که به فرودگاه بیاید درباره محدودیت‌های پروازی توضیح داده بوده است.
عکس‌های منتشر شده از این طاووس که بروی چرخ‌دستی داخل فرودگاه نشسته در شبکه‌های اجتماعی بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
صاحب این طاووس که یک هنرمند نیویورکی است و با اسم مستعار زندگی می‌کند قصد داشته از فردوگاه نیوآرک در حوالی نیویورک به لس‌آنجلس در غرب آمریکا سفر کند؛ سفری که با هواپیما حدود ۶ ساعت طول می‌کشد.
آن طور که گزارش شده بعد از ۶ ساعت مذاکره میان مالک این طاووس و ماموران فرودگاه، او از سفر هوایی خود منصرف شده و گفته از طریق زمین به کالیفرنیا می‌رود؛ سفری که احتمالا چند روزی طول خواهد کشید.
نام این طاووس دکستر است و نام مالک او که با اسم هنری فعالیت می‌کند ونتیکو گزارش شده است. او گفته در حال مستند کردن داستان زندگی خودش در شبکه‌های اجتماعی است.
ونتیکو سال گذشته به نشریات گفته بود امکان ندارد روزی با دکستر از خانه خارج شود و از سوی مردم با واکنش روبرو نشود.
این هنرمند آمریکایی گفته دکستر را ابتدا برای استفاده در یک پروژه تجمسی خریداری کرده اما بعد از آن که متوجه شده زوج دکستر در اسارت جان داده و او در یک گاراژ سربسته نگه داری می‌شود برای نجاتش دست به کار شده است.
ونتیکو می‌گوید ابتدا دکستر را به یک مزرعه‌دار سپرده اما بعد از این که مطلع شده این طاووس در آنجا هم خوشحال نیست، آن را به آپارتمان خود در نیویورک آورده است.
دکستر هم اکنون در پروژه‌های هنری-عکاسی ونتیکو حضور می‌یابد و به نظر خوشحال است اما ونتیکو می‌گوید از بیم پریشان شدن دوباره دکستر، از وسائط نقلیه عمومی مانند مترو یا اتوبوس استفاده نمی‌کند.
خطوط هوایی آمریکا معمولا به حیواناتی که نقش آرامش‌گر دارند و صاحبان آنها با مشکلات روحی روانی دست و پنجه نرم می‌کنند اجازه ورود به کابین هواپیما را می‌دهند اما در سال‌های اخیر گوناگونی این نوع حیوانات در مواردی خطوط هوایی را با مشکل روبرو کرده و در رسانه‌ها خبرساز شده است.

“یونایتد ایرلاینز گفته به لحاظ سایز و وزن نتوانسته به دکستر اجازه ورود به کابین دهد”

در سال ۲۰۱۴ خطوط هوایی یواس ایرویز جلوی زنی را که خوکش، هابی، را می‌خواست سوار هواپیما کند گرفت.
اگر دکستر می‌توانست سوار هواپیما شود نامش را به تالار حیواناتی که با آدمیان در کابین هواپیما سفر کرده‌اند اضافه می‌کرد.
در سال ۲۰۱۵ یک مسافر آمریکایی در فرودگاه سیاتل موفق شد بوقلمون خود را در شب کریسمس سوار هواپیما کند.
سال گذشته هم تصاویر مربوط به یک هواپیما که داخل کابین مسافری آن حدود ۸۰ پرنده شکاری دیده می‎شد خبرساز شد.
این هواپیما که گویا به مقصد جده در عربستان سعودی در حرکت بود شاهین‌های شکاری را برای شرکت در یک شکار بزرگ جابجا می‌کرد.

منبع : BBC

خوب زندگی کردن

نامه ای از خدا

ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﻣﻦ ﺍﺻﻼ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻡ !
ﺑﺮﻭﻳﺪ ،ﻣﺜﻞ ﺁﺩﻡ ﺯﻧﺪﮔﻴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﻴﺪ ،
ﺍﻳﻨﻘﺪﺭ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺷﻌﺮ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﮑﻨﻴﺪ .
ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ میخواهید ﺳﺮ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﮐﻼﻩ ﺑﮕﺬﺍﺭﻳﺪ ، ﭼﺮﺍ ﭘﺎی ﻣﻦ ﺭﺍ ﻭﺳﻂ ﻣﯽ ﮐﺸﻴﺪ؟
ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺧﺪﺍﻳﻢ ﭼﺮﺍ موسی ﺭﺍ ﺑﻔﺮﺳﺘﻢ ﺗﺎ ﺷﻨﺒﻪ ﺭﺍ ﺗﻌﻄﻴﻞ ﮐﻨﺪ ، عیسی ﺭﺍ ﺑﻔﺮﺳﺘﻢ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﻳﮏﺷﻨﺒﻪ ﻭ به مسلمانها ﺑﮕﻮﻳﻢ ﺟﻤﻌﻪ ﺭﺍ؟
ﭼﺮﺍ ﮐﺎﺭی ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﻋﻴﺴﻮی ﺷﺮﺍﺑﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻠﻴﺴﺎ یعنی خانه خدا راحت ﺑﻨﻮﺷﺪ! ﻭ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺟﺎی ﺷﺮﺍﺏ، ﺷﻼﻕ ﺑﺨﻮﺭﺩ؟
ﭼﺮﺍ ﯾﮑﯽ ﭼﺎﺩﺭ ﺳﺮ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻫﯿﭻ ﻧﭙﻮﺷﺪ؟
ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺧﺪﺍئی که شما میگوئید ﺑﻮﺩﻡ، ﭼﺮﺍ باید بگذارم به اسم من ﮐﻠﻴﺪ ﺑﻬﺸﺖ بفرﻭﺷﻨﺪ ؟!
ﻳﺎ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺨﻠﻮﻗﺎﺕ ﻣﻦ ﺟﻬﻨﻢ کنند ؟
ﺧﺪﺍیی ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻣﺤﺘﺎﺝ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺧﺪﺍیی ﮐﻪ ﻗﺴﻢ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﺟﻬﻨﻤﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻧﺎﻓﺮﻣﺎﻧﺎﻥ ﭘﺮ ﻣﯽﮐﻨﺪ،!!
ﺧﺪﺍیی ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺁنﭼﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﺣﺮﺍﻡ ﮐﺮﺩﻩ ، ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﻭﻋﺪﻩ ﻣﯽﺩﻫﺪ…!!!
ﻣﻦ ﻧﻴﺴﺘﻢ !
ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ اید !!!!!!!!
اگر به دنبال من میگردید مرا در عشق، مهربانی، بخشش ،آگاهی، گذشت، راستگوئی و انسانیت پیدا کنید
البته اگر …. به دنبال من میگردید !

الهی قمشه

خواهر وکیل

این زن وکیل شد تا برادرش را نجات دهد

یک زن برای اینکه برادرش را از زندان نجات دهد، حقوق خواند و وکیل شد.

در سال ۱۹۸۳، پسرى به نام کِنى واترز به اشتباه به جرم قتل در آمریکا به زندان افتاد. خواهر کوچک کِنى که از وکلا قطع امید کرده بود، حقوق خواند و توانست بعد از ۱۸ سال بى گناهى برادرش را اثبات کند

توماس ادیسون

کودک کودن، مادر قهرمان

ادیسون به خانه بازگشت یاد داشتی به مادرش داد
گفت : این را آموزگارم داد گفت فقط مادرت بخواند
مادر در حالی که اشک در چشمان داشت برای کودکش خواند:
فرزند شما یک نابغه است واین مدرسه برای او کوچک است آموزش او را خود بر عهده بگیرید

سالها گذشت مادرش از دنیا رفته بود روزی ادیسون که اکنون بزرگترین مخترع قرن بود در گنجه خانه خاطراتش را مرور میکرد برگه ای در میان شکاف دیوار اورا کنجکاو کرد آن را دراورده و خواند
نوشته بود : کودک شما کودن است از فردا اورا به مدرسه راه نمی دهیم
ادیسون ساعتها گریست

ودر خاطراتش نوشت :
توماس آلوا ادیسون
کودک کودنی بود که توسط یک مادر قهرمان به نابغه قرن تبدیل شد

ارثیه ‌استیو جابز، در خدمت گسترش بازار رسانه‌ای

پس از مرگ بنیان‌گذار و مدیر ارشد اجرایی شرکت رایانه‌ای اپل، همه می‌پنداشتند که ارثیه‌ی میلیاردی او در راه توسعه‌ی تکنولوژی رایانه سرمایه‌گذاری خواهد شد. لورن پاول جابز، بیوه‌ی او، ولی راه دیگری را در پیش گرفته است.

لورن پاول جابز، بیوه‌ی بنیانگذار اِپل، امپراطوری رسانه‌ای خود را با خرید اکثر سهام مجله‌ی پرسابقه‌ی آمریکایی “آتلانتیک” گسترش می‌دهد. بنا بر گزارش خبرگزاری‌ها به نقل از دیوید برادلی، صاحب امتیاز و مدیر “آتلانتیک” که نخستین شماره‌ی آن در سال ۱۸۵۷ منتشر شد، شرکت “امرسون کلکتیو” متعلق به لورن پاول جابز به زودی صاحب سهام‌ باقی‌مانده‌ی این مجله هم خواهد شد. برادلی “آتلانتیک” را که به مسایل سیاسی، فرهنگی و اجتماعی می‌پردازد در سال ۱۹۹۹ به مبلغ ۱۰ میلیون دلار خرید. او می‌نویسد که سه فرزند ذکورش مایل به “ادامه‌ی شغل” او نیستند.

تیراژ “آتلانتیک” در سال ۲۰۱۶ به بیش از نیم‌میلیون شماره رسیده و صفحه‌ی اینترنتی آن، نزدیک به ۴۲ میلیون و ۳۰۰ هزار خواننده دارد. جفری گلد‌برگ قرار است هم‌چنان به عنوان سردبیر، تحریریه‌ی “آتلانتیک” را اداره کند.

لورن پاول جابز پیشتر هم در بخش بازار رسانه‌ای سرمایه‌گذاری کرده و چندین بنگاه نشر آمریکایی را خریده است. کارشناسان می‌گویند که او قصد دارد ارثیه‌ی میلیاردی استیو جابز را در بخش نشر و رسانه‌های مدرن سرمایه‌گذاری کند.

جف بزوس، مدیر عامل آمازون نیز در سال ۲۰۱۳ روزنامه‌ی پرسابقه‌ی “واشنگتن پست” را به مبلغ ۲۵۰ میلیون دلار خرید و با توسعه‌ی بخش “تکنولوژی مدرن” آن طیف خوانندگان روزنامه را گسترش داد.

استیو جابز یکی از برجسته‌ترین چهره‌های پیشرو در تکنولوژی رایانه بود که بر اثر بیماری سرطان لوزالمعده، در ۵ اکتبر ۲۰۱۱ در سن ۵۶ سالگی درگذشت.

 

تقدیم به روح بزرگ مریم میرزاخانی عزیز

این کلیپ با نام به یاد مریم که توسط آقای علیرضا افتخاری خوانده شده، تقدیم شده به روح بزرگ بانوی عزیز تمام ایرانی ها، افتخار بزرگ ایران و ایرانی مریم میرزاخانی

همکاری ژاپن و اتحادیه اورپا

پاسخ تاریخی ژاپن و اتحادیه اروپا به ترامپ

اپن، سومین اقتصاد بزرگ جهان و هفتمین بازار صادارات اروپا روز گذشته برای ایجاد پیمان تجارت آزاد با اتحادیه اروپا به توافق اصولی رسید. این دو قدرت اقتصادی ۴۰ درصد تجارت جهان را در اختیار دارند.
دولت ژاپن و اتحادیه اروپا روز پنج‌شنبه برای انعقاد پیمان تجارت آزاد به توافق اصولی رسیدند. این پیمان در صورت اجرایی شدن با حذف تعرفه‌های تجاری، حجم مبادلات توکیو و اعضای اتحادیه اروپا را به میزان قابل توجهی افزایش می‌دهد.
کارشناسان بسیاری این پیمان را پاسخ ژاپن و اتحادیه اروپا به سیاست‌های اقتصادی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا می‌دانند. ترامپ با شعار “America first آمریکا در اولویت” در ماه ژانویه آمریکا را از پیمان تجارت آزاد قاره آمریکا و شرق آسیا موسوم به “شراکت فرااقیانوس آرام” (ترانس پاسیفیک) (TTP) خارج کرد.
آنچه که توافق میان توکیو و بروکسل را با اهمیت می‌کند، تسهیل تجارت میان دو قدرتی است که ۳۰ درصد اقتصاد، ۱۰ درصد جمعیت و ۴۰ درصد تجارت جهان را در اختیار دارند. ژاپن، سومین اقتصاد بزرگ جهان از نظط تولید ناخالص ملی اسمی را داراست. پیش‌بینی می‌شود که اجرای این پیمان تبادلات تجاری میان ژاپن و اتحادیه اروپا را بیشتر کند. سال گذشته اتحادیه اروپا کالاهایی به ارزش ۵۸ میلیارد یورو به ژاپن صادر کرد. کمیسیون اتحادیه اروپا می‌گوید، با اجرایی شدن پیمان تجارت آزاد ممکن است حجم مبادلات در هر دوسو از این هم بیشتر شود.

منبع : دویچه

فروش بلیط برای تماشای زایمان طبیعی این زن

برای نمایش زایمان این زن بلیط فروخته شد

زنی که بی پروا اقدام به فروش بلیط زایمان طبیعی خود کرده است. بدین ترتیب افراد می توانند با تهیه بلیط، از زایمان طبیعی این زن فیلم برداری و عکس برداری کنند. این زن خصوصی ترین لحظات زندگی اش را به نمایش می گذارد.این زن ۲۳ ساله طی تصمیم عجیبی که گرفت بلیط های مراسم زایمانش را می فروشد.
انم جوسی کانینگهام خانم مدل که قبل از این با بچه داخل رحمش خبرساز شده بود اینبار از سقط جنین منصرف شد و تصمیم گرفت با فروش ۴ تا بلیط خرج هزینه جراحی فرزند خود را تهیه نماید. او قبلا در یک اقدام عجولانه تصمیم گرفته بود به خاطر این که در شوهای بیگ برادر وضعیت جسمانی خود را از دست ندهد سقط جنین نماید. در آن زمان انتقادات فراوانی را به سمت خود کشانده بود. برخی از کاربران اقدام او را تاسف بار خواندند.

اما مثل این که خانم جوسی اکنون کمی سر عقل امده و با انتشار خبری در صفحه توییتر خود به ۲۶ هزار بیننده خود گفت تصمیم گرفته است مراسم زایمان خود را به مبلغ ۴۰ هزار پوند به فروش برساند. سه تا از این بلیط ها به روزنامه ها فروخته میشود که ارزش هر کدام ۱۰ هزار پوند میباشد و دو تا بلیط ۵ هزار پوندی به دو نفر از طرفداران بسیار خوب او واگذار میگردد.
گفته میشود بلیط ها تنها در ۱۴ دقیقه بفروش رسیده است. خانم جوسی ۲۳ ساله میگوید افرادی که صاحب بلیط ها شده اند میتوانند هنگام زایمان از او فیلم و عکس بگیرند. او گفته است قصد دارد این مبالغ را صرف عمل جراحی زایمانش نماید و باقی مانده را صرف هزینه های فرزندش خواهد نمود.

گریه تاسف و ماجرای دو دوستی قدیمی

یک مظنون به سرقت در آمریکا زمانی که در دادگاه حاضر شد و قاضی پرونده را دید به گریه افتاد، چون یادش آمد که او همکلاسی دوران تحصیلش بوده است.
آرتور بوث، ۴۹ ساله در جلسه‌ای از دادگاه در میامی حاضر شد که قرار بود در آن تصمیم قاضی درباره درخواست آزادی‌اش به قید وثیقه اعلام شود.
میندی گلیزر، قاضی دادگاه به او گفت “متاسفم که تو را اینجا می‌بینم. همیشه دوست داشتم بدانم چه وضعی داری.”
خانم گلیزر به حاضران در دادگاه گفت که آقای بوث “بهترین بچه مدرسه” بوده است.
متهم بعد از شنیدن این حرف‌های قاضی آهی کشید و به گریه افتاد.

فیلم مربوط به این صحنه:

انیشتین و چارلی چاپلین

انیشتین و چارلی چاپلین یکدیگر را در سال ۱۹۳۱ ملاقات کردند.

انیشتین به چارلی چاپلین گفت: می دانی آنچه که باعث شهرت تو شده چیست؟!
“این است که تو حرفی نمی زنی و همه حرف تو را می فهمند.”

چارلی هم با خنده پاسخ داد: تو نیز می دانی آنچه باعث شهرتت شده چیست؟!
“این است که تو با اینکه حرف می زنی، هیچ کس حرفهایت را نمی فهمد.”

بهشت و جهنم

بهشت و جهنم از نظر علمی تایید شد

روز دوم نوامبر مصادف با ۱۱ آبان ۱۳۹۴ مجله ی scientist در سر مقاله ی اصلی خود با تیتر بزرگ نوشت : بهشت و جهنم وجود دارد!
بیل برایسون سردبیر این مجله در پیش گفتار به طور مفصل در خصوص پروژه ی ۱۶ ساله ی گروهی از دانشمندان کشورهای آلمان، انگلیس، سوییس و آمریکا که به طور محرمانه انجام شده است قلم زد. به گفته ی او انتشار این نتایج پس از قطعی شدن در تاریخ ده سپتامبر سال ۲۰۱۱ برای بررسی مجدد برای مدت چهار سال به تعویق افتاد. آنچه که به طور خلاصه از این تحقیقات حاصل شده است این است که هر انسان در طول زندگی بر اساس تفکرات ذهنی امواج‌ و فرکانساهایی در نرون های مغز ایجاد میکند که همان حامل های دستوری هستند. برای نمونه تفکر خشم آلود منهتی به صدور امواج سطح آلفا با فرکانسهای شدید و بسیار کوتاه در سطح رشته های نرونی شده و باعث ایجاد سیلان هورمونهای خاص از جمله آدرنالین میگردد. از این رو هر خصوصیت و ویژگی اخلاقی که در ذهن انسان شکل می گیرد این تاثیر را در بدن انسان گذاشته و سطحی از امواج ایجاد میکند. دانشمندان با بررسی تاثیر این امواج بر روی طول موج نوسان پروتون های سازنده ی سلولهای یک مغز که از آن در حالات مختلف نمونه برداری شده بود به این نتیجه رسیدند که مقادیراین طول موج ها برای پروتون ها در حالتهای مختلف متفاوت بوده است.از طرف دیگر با انبساط هستی پس از بیگ بنگ و گسترش بدون انتهای کل هستی به سمت نیروهای گرانشی فرا کیهانی ، کل هستی نهایتا به دو لایه در هم پیچیده در بستر بی انتها گسترش می یابد که بخشی نیروهای سیاه‌چاله ای یا همان Dark forces و بخشی نیروهای روشن یا همان Light forces میباشند. و پس از آزمایشات ثابت شد پروتونهای مغز در حالت منفی جذب نیروهای سیاهچاله ای و پروتونهای مغز در حالت مثبت جذب نیروهای روشن میگردد. به گفته ی ریچارد هایزگر دبیر اجرایی تیم آزمایشاتی هر سلول پس از مرگ در طول میلیونها سال به ذرات بنیادین تقسیم شده که براساس طول موج ذرات زیر اتمی همچون پروتونها که در روابط کوانتومی رفتار می کنند دارای یک حافظه ی ثبت شده می باشند که به سمت نیروهای تاریک و یا روشن کشانده میشوند. به عقیده ی ریچارد هایزگر آنچه که از برزخ در کتب آسمانی یاد شده است در واقع طول بازه ی زمانی این اجزا در مسیر حرکت خود بعد از تجزیه ی یک جسد تا رسیدن به سیاه چاله های با درجه حرارت بیش از ۵۰۰ ملیون درجه فارنهایت(جهنم) و یا لایه های نورانی با دمای سازگار برای بقای اجزای اتمی (بهشت) می باشد. انتظار می رود این نتایج شگفتی آور اثرات بسیار مهمی را در نظام فلسفی و اخلاقی جهان ما داشته باشد. چرا که با در نظر گرفتن اثبات علمی وجود بهشت و جهنم هر یک از ما به این خواهیم اندیشید که پروتون های سلولهای ما به کجا خواهند رفت؟ بهشت یا جهنم؟

زن خانه به دوشی که میلیاردر شد – موسی توماج

برداشت از تک بوک:
وقتی که می‌شنوید کسی به موفقیت و دستاورد بزرگ یا ثروت سرشاری دست یافته است چه عکس‌العملی نشان می‌دهید؟
اکثر مردم در چنین مواقعی چنین جملاتی به‌کار می‌برند: چه خوش شانسه ، خوش به حالش ، مردم شانس دارن و عباراتی از این قبیل .
آنها طوری صحبت می کنند که گویی عواملی غیر از خود فرد در موفقیت او دخیل بوده و مهمترین علت را شانس می دانند .
من منکر تاثیر عوامل بیرونی و حتی منکر شانس نیستم اما چون به قانون علیت باور دارم می دانم که شانس نیز از این قانون تبعیت می کند و حداقل تا حدودی قابل کنترل است . در مواجه‌شدن با یک فرد بسیار موفق، اکثر افراد عوامل و عللی را که در طول سال‌ها توسط او به‌کار گرفته‌شده و باعث به وجود آمدن نتایج عالی شده است، نادیده می‌گیرند. در کتاب رازهای موفقیت زن خانه به دوشی که میلیاردر شد می‌خواهم موردی را بررسی کنم که درس‌های مهمی را برای دستیابی به رویاهای بزرگ ارائه می‌کند .

این کتاب رو می تونید به صورت پی دی اف دانلود کنید
دانلود فایل

انجام نخستین پرواز هما از پاریس به تهران بعد از اجرای برجام

ایران ایر اعلام کرده “هما” در پی دیپلماسی قوی و کارآمد دولت جمهوری اسلامی ایران و اجرایی شدن برجام و لغو برخی تحریم‌های ظالمانه، پرواز۷۳۲ پاریس به مقصد فرودگاه امام (ره) هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران “هما” روز گذشته، بدون توقف در فرودگاه ثالث در ساعت ۱۴:۰۰ (به وقت محلی) فرودگاه اورلی پاریس ترک و در ساعت ۲۲:۰۰ در فرودگاه حضرت امام (ره) به زمین خواهد نشست.

این پرواز اولین پرواز پاریس – تهران هما بعد از اجرای برجام است که بدون مشکل سوخت گیری در فرودگاه پاریس انجام می‌شود. این روند در آینده نزدیک در تمامی مقاصد اروپایی هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران “هما” اجرا خواهد شد و پروازها بدون توقف انجام خواهند شد.

با شدت گرفتن تحریم‌های اقتصادی علیه ایران در سال‌های ابتدایی دهه ۹۰، برخی ایرلاین‌ها ایرانی و به طور خاص ایران ایر به عنوان ایرلاین حامل پرچم جمهوری اسلامی ایران، با محدودیت‌هایی مواجه شدند که ممنوعیت سوختگیری در برخی کشورها و فرودگاه‌های اروپایی یکی از اصلی‌ترین آنها بود.

این موضوع از یک سو زمان پرواز را به شدت افزایش می‌داد زیرا هواپیما مجبور بود در فرودگاه سومی فرود آمده و پس از سوختگیری دوباره پرواز کند و از سوی دیگر هزینه‌های پرواز مستقیم به شهرهای اروپایی را افزایش می‌داد.

نتیجه دیگر این اتفاق نیز از دست رفتن مزیت نسبی پرواز با ایرلاین‌های ایرانی در قیاس با شرکت‌هایی بود که محدودیتی نداشتند.

با لغو قطعی تحریم های اقتصادی علیه ایران صنعت هواپیمایی کشور آماده می شود از فضای موجود در بازارهای جهانی حداکثر استفاده را ببرد و در این میان در کنار مسائل مهمی مانند خرید هواپیماهای جدید و تجهیز فرودگاه‌های کشور، تنها برداشتن محدودیت سوخت‌گیری ایرلاین های ایرانی می‌تواند توان رقابت این صنعت با رقبای منطقه‌ای را افزایش دهد.

درخت را زنده نگه داریم

کره زمین محل عجیب و غریبی هست و البته که می تونه خیلی هم با شکوه باشه
ما همه وظیفه داریم برای زیبا کردن اون یا زیبا نگه داشتن اون تلاش کنیم و قدم برداریم.
به عبارتی باید دنیا و زمین رو به سمت زیبایی ببریم به سمت آسایش ببریم. چرا ؟ چون ما این کره زمین رو خانه صدا می کنیم. این سیاره کوچک، خانه ماست
در زیر عکس هایی رو براتون به نمایش می زارم که نشون می ده برای زنده نگه داشتن این کره زمین و این خانه باید به زیبایی از زیبایی اون محافظت کنیم.
درخت یکی از دکورهای قشنگ و معجزه آسای سیاره خانه ماست. ما باید برای زنده نگه داشتن اون همیشه تلاش خودمون رو انجام بدیم :

tree-09

tree-10

tree-11

tree-12

tree-13

tree-14

tree-01

tree-02

tree-03

tree-04

tree-05

tree-06

tree-07

tree-08