اشتباه قشنگ

اشتباهی خونه یه خانم پیری رو گرفتم
اومدم معذرت‌خواهی کنم هی میگفت علی‌جان تویی، هی میگفتم ببخشید مادر اشتباه گرفتم
باز میگفت رضا جان تویی مادر، میگفتم نه مادر جان اشتباه شده ببخشید، اسم سوم رو که گفت دلم شکست، گفتم آره مادر جون، زنگ زدم احوالتون رو بپرسم. اونقدر ذوق کرد که چشام خیس شد

اشتراک گذاری:

2 فکر می‌کنند “اشتباه قشنگ

  1. Alivaram نویسنده

    مسافر زمان عزیز
    سلام
    حتما نمی زارم که این احساس زیبا خراب بشه لطفا عضو خبرنامه بشو و ایمیلت رو چک کن و عضویتت رو قطعی کن – من مطالب جدید رو برات می فرستم
    ممنونم

  2. مسافر زمان

    سلام. چقدر خوشحالم که دوباره برگشتم به این سایت. انگار برگشتم به چند سال پیش. تمام خاطرات و مطالب قشنگ سایت برام زنده شد. خیلی دل تنگش بودم. ممنون اقای حسینی بابت تمام زحمات شما و دوستانتون برای این سایت دلگرم کننده.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.