بایگانی نویسنده: علی حسینی

نامه یک زن ۸۳ ساله به دوستش برتا

این متن رو یکی از دوستانم برام ارسال کرده و خوندنش رو بهتون توصیه می کنم چرا که زاویه نگاهی که میشه به این متن داشت قطعا آموزنده و مفید هست

برتای عزیز
مدتی است بیشتر مطالعه می کنم و کمتر گردگیری می کنم.
در حیاط نشسته ام و بدون این که فقط نگران علف های هرز باغچه باشم از منظره باغچه لذت می برم.

وقت بیشتری را با خانواده و دوستانم می گذرانم و کمتر کار می کنم.
زندگی باید الگوی تجربیات برای دوست داشتن باشد نه برای تحمل کردن.
من سعی دارم این لحظات را دریابم و آن ها را گرامی بدارم.

دیگر هیچ چیزی را ذخیره یا پس انداز نمی کنم و از ظروف گران قیمتم در هر مناسبتی استفاده می کنم.
بهترین لباسم را در فروشگاه میپوشم. نظر من این است که هر چه ظاهر بهتری داشته باشم ، فروش بهتری هم خواهم داشت.
عطر خاصم را برای مناسبت های خاص کنار نمی گذارم . بلکه آن را در محیط کار و فروشگاه ها هم استفاده می کنم.

یکی از این روزها ، کنترلم را روی توانایی هایم از دست می دهم. پس اگر چیزی امروز ارزش گفتن، شنیدن و عمل کردن دارد ، می خواهم امروز بگویم، بشنوم و عمل کنم.

اگر مردم بدانند که شاید فردا وجود نداشته باشند ، امروز چه کارهایی انجام می دهند؟
فکر می کنم به یکی از اعضای خانواده یا یکی از دوستانشان زنگ می زنند.

شاید هم با یکی از دوستان قدیمی تماس بگیرند و از او بابت کدورت ها عذرخواهی کرده و صلح کنند.
شاید هم به یک رستوران خاص بروند و بهترین غذای مورد علاقه شان را سفارش دهند. نمی دانم این ها فقط حدس و گمان من است.

اگر می دانستم وقتم محدود است انجام ندادن همین چیزهای کوچک مرا عصبانی می کرد.
عصبانی برای ننوشتن نامه ای که همیشه دوست داشتم بنویسم.
عصبانی برای نگفتن جمله “دوستت دارم” به عزیزانم

عصبانی برای از دست دادن ثانیه هایی را که میشود با عزیزان به بهترین نحو گذراند . ولی حالا در حال تلف شدن است .
من سخت تلاش میکنم، نه برای این که چیزی را برگردانم یا ذخیره کنم، بلکه برای این که عشق و شادی را به زندگی ام بیاورم.

هر صبح که چشم هایم را باز می کنم به خودم می گویم امروز همه چیز خاص است. هر روز، هر دقیقه و هر نفسی که میکشم هدیه ای ناب است.

شاید زندگی ما آن موسیقی که می خواستیم نباشد ، اما تا زمانی که زنده هستیم می توانیم با موسیقی زندگی برقصیم.

زیبائی اطلاعات

در این فیلم مشاهده کنید که در گذر زمان چطور تغییرات نموداری نشان می دهد که میزان کاربران مرورگر های معتبر جهان چگونه تغییر می کند و در حال حاضر محبوب ترین مرورگر کدام است ؟

خلاقیت قویترین ثروت


علی خسرو شاهی مدیر و کارخانه دار، صاحب کارخانجات پارس مینو در کتاب خاطراتش آورده است:
یک کارخانه شکلات سازی سوئیسی گاهی به دلیل ایراد دستگاه هایش در خط تولید، بسته بندی خالی رد می کرده، بدون اینکه در داخل بسته شکلات بگذارد و همین بسته های خالی احتمالی، باعث نارضایتی مشتریان می شده است.
مسئولان این کارخانه سوئیسی آمدند کلی تحقیق کردند٬ و دست آخر پس از حدود یک و نیم میلیون دلار هزینه، به این نتیجه رسیدند که سر راه دستگاه نوعی وسیله لیزری بگذارند که بسته بندی های خالی را به طور اتوماتیک شناسایی کند و بردارد.
با شنیدن این خبر نگران شدم. چون دستگاه ما هم مشابه همان کارخانه شکلات سازی، ساخت همان شرکت سوئیسی بود، دستور تحقیق دادم، بعد از یک هفته سرپرست ماشینها آمد و گفت:
بله درست است، در دستگاههای ما هم چنین ایرادی دیده شده و حتی ممکن است چنین محصولاتی به بازار هم راه پیدا کرده باشد.
نگرانی ام زیادتر شد و تصمیم گرفتم در جلسه هیئت مدیره روی موضوع بحث کنیم. می خواستم نظر هیئت مدیره را در مورد یک و نیم میلیون دلار خرج احتمالی اخذ کنم.
فردای آن روز با اعضای هیت مدیره برای بازدید از ماشین به کارگاه تولید رفتیم و دیدیم یک پنکه روی صندلی جلو میز ماشین قرار دارد. از کارگر ساده٬ بالا سر ماشین پرسیدم: این برای چه است؟
گفت: ماشین گاهی بسته خالی میزنه. من هم این پنکه را که تو انبار بود آوردم، گذاشتم سر راه دستگاه که بسته های خالی از شکلات را با باد پرت کنه بیرون.
نگاهی به هیئت مدیره کردم، تمامشان رنگشان پریده بود.
به کارگر خلاق که ما را از شر یک و نیم میلیون دلار، خرج اضافی رهانیده بود٬ یک تشویق نامه به اضافه یک ماه حقوق و یک خانه در کرج هدیه دادم.

مدیری نشان داد مسئولین نقدپذیر نیستند


اتحادیه ها، اصناف، انجمن ها، سندیکاها یا امثال این گونه تشکل ها و فعالین گروهی دیگه مانند تعاونی ها و غیره برای این هست که دولت برای مذاکره یا اجرای تصمیمات کلان کشوری با یکایک فعالین اون بخش صحبت نکنه و با جمع کردن مدیران این گونه تشکل ها یکبار یک بخش نامه ای را به آنها صادر و آنها مسئول توزیع آن در بخش های مجموعه و زیر مجموعه خود کنند. به عبارتی دولت صدای خودش رو از طریق این تشکل ها به گوش فعالین اون بخش می زاره.
همین طور از رسانه ها و ابزارهایی که در درست داره مثل صدا و سیما و اپراتورهای فعال کشور نکات خودش رو به گوش مردم می رسونه.
اما صدای مردم چطور به گوش مسئولین و دولت و حاکمان نظام و کشور میرسه؟
گوش واستادن؟
جاسوسی بین مردم؟
سئوال کردن از آنها؟
خواندن نظرات در سایت های دولتی ؟
همه موارد بالا شاید شاید شاید وجود داشته باشه اما اصلا منطقی و برنامه ریزی شده نمی تونه باشه
منظورم از برنامه ریزی شده یعنی اینکه آیا یک سیکل و یک هلدینگ باید اینطور باشه ؟

یکی از ابزارهای رساندن صدای مردم به گوش مسئولین مجریان مردمی کشور هست. دقیقا مثل آقای #مهران_مدیری
آقای مدیری در برنامه خود (#دورهمی ) که دارای مخاطبین منحصربه فرد خودش هست نقدی از اوضاع کشور کرد که نظر اکثریت مردم هست و این نقد به منزله عدم تحمل مردم در مقابل مشکلات نیست و اثبات اش هم همین سکوت و پشت دولت بودن ملت در تمام مراسمی هست که نشان دهنده غرور ملی در سطح بین الملل هست. بنابراین نقد بر اوضاع کشور یک سرمابه بی نظیر برای دولتمردان مسئول هست تا نقطه ضعف واقعی خودشون رو از دهان مردم و نماینده های آن ها بشنوند.
اطرافیان دولتی ها و مجریان دولتی همیشه در وصف عملکرد دولت گفته اند و آنهایی هم که نقد تند و سازنده کرده اند به عنوان عوامل غیر قابل اطمینان مدیران ارشد خود قرار گرفته اند بنابراین ما شاهد تعاریف جدیدی از اشتباهات مسئولین هستیم که شنونده رو کم عقل در نظر گرفته و انتظار تشکر از شنونده رو هم داره.
نمایندگان دولتی مردم ( نمایندگان مجلس ) خود نیز گاهی برای حفظ صندلی های مجلس برای دوره های بعدی نمی توانند به شکل سازنده نقش وکالت و نمایندگی خود را اجرا نمایند و شاید در مقابل هر نقدی به خود مجلسی ها به جای عذرخواهی و یا تدبیر صحیح برای اصلاح آنها موضع دفاعی سنگینی رو می گیرند و این دفاع آنقدر سنگین می شود که تبدیل به یک حمله شدید به نقاد و نقادین می شود. بنابراین مردم صدای خود را به دست شخصی می سپارند که شاید برگه رای را از مردم نگرفته اما تبدیل به ابزار ارتباطی آنها با مسئولین شده است و بدون چاپلوسی و نگرانی امتیازهایی که شاید بتواند از دولت بگیرد، صدای جامعه را به گوش شنوندگان دولتی می رساند.
مردم چقدر در تاکسی ها شکایت کرده اند و به این شکایتها به کجا رسید؟
مردم چقدر اتوبوس و مترو گله کنند و ناراحتی های خود را بازگو کنند و این گله ها به کجا رسید ؟
مردم چقدر از کمک های مردمی که به بم ارسال شد، به کرمانشاه ارسال شد، به گلستان ارسال شد و دیده نشد گله کنند و این گله ها به کجا رسید ؟
مردم چگونه متوجه شوند که صدای آنها شنیده شده است؟

اما زمانی که آقای مدیری و امثالهم از رسانه پر مخاطب تلویزیون صدای آن ها، نقدهای آن ها و گله های آن ها را به گوش مسئولین می رسانند خوشحال می شوند. جان می گیرند و امیدوار می شوند که مسئولین صدای آن ها را شنیدند.
در همین لحظه ناگهان مدیران کشور دستور سکوت این صدا را می دهند. به عبارتی به مردم می گویند از ما شکایت نکنید از ما گله نکنید از ما راضی باشید .

امید مردم با واقع گویی آقای مدیری از بین نمی رود؟
شوق زندگی مردم با نمایش واقع بینانه رسانه های از بین نمی رود؟
برعکس/ امیدوار می شوند که صدایشان به گوش دولت رسید
نا امیدی زمانی ایجاد می شود که در صف وام بانک، سالها در انتظار کمک های وعده داده شده باشی
نا امیدی زمانی ایجاد می شود که جوان های پر از ایده و ذوق و شوق پیشرفت با هیچگونه حمایتی مجبور به فروش ایده های خود به کشورهای همسایه شوند
نا امیدی زمانی ایجاد می شود که در روزنامه و جراید اخباری مملو از اختلاس و پولشویی و موفقیت های نمایش آقازاده ها می شوند.

لطفا نقد مردم، صدای مردم، گله های مردم و شکایت های مردم را بشنوید و مانند یک سرمایه واقعی و یک گله مندی درون خانواده آنها را بشنوید و آن را بررسی کنید.
نباید رسانه ها و شبک های مجازی وابسته به غرب صدای مردم باشند، ما باید درون خودمان پرچم خودمان را بالا نگه داریم.

چه زیباست روزی یک مسئول در رسانه های ملی از اشتباه خود عذرخواهی کند و یا حق را به انتقادی بدهد و بگوید ما حواسمان نبود، ممنون که ما را یاری کردید، ممنون که ما را نقد کردید.

آیا ایران می تواند صادراتش را توسعه دهد؟

دکتر پیمان مولوی

مطلب زیر رو توی روزنامه دیدم و خوندم و گفتم شما هم بخونید / خوب بود

لیست ۱۰ صادر کننده برتر کالا و خدمات جهان به ترتیب زیر است:
چین، ۱.۹ تریلیون دلار
آلمان ۱.۵ تریلیون دلار
امریکا ۱.۴ تریلیون دلار
ژاپن ۷۸۷ میلیارد دلار
فرانسه ۵۸۹ میلیارد دلار
کره جنوبی ۵۵۲ میلیارد دلار
هلند ۵۵۰ میلیارد دلار
ایتالیا ۵۲۴ میلیارد دلار
روسیه ۵۲۰ میلیارد دلار
انگلستان ۴۷۹ میلیارد دلار
اگر این لیست را ادامه دهیم ایران جزو ۲۰ صادر کننده بزرگ دنیا هیچ گاه نبوده است ، همواره در ایران از کلمه توسعه صادرات برای بیان برنامه ها در دولتهای مختلف استفاده شده است و بسیاری از تصمیمات اقتصادی به گفته مسولان در جهت توسعه صادرات گرفته شده است ، خواهیم دید آیا ایران می تواند در جنگ با رقبای منطقه ای به کشوری صادرات محور تبدیل شود ؟
پتانسیل اقتصاد جهان
در بیست صادر کننده برتر جهان اگر دقت کنیم ، تمامی آنها هنرمندی بسیاری در استفاده از فرصتهای پیش روی خود برای توسعه صادراتشان بهره برده اند و جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده اند، تولید ناخالص جهان در سال ۲۰۱۷ عددی معادل ۷۲تریلیون دلار بوده است و این یعنی بازاری که همه صادرکنندگان بر سرش می جنگند، حال بیاییم و ببینیم که بزرگترین بازار ها کدام بازار های هستند:
ایالات متحده بزرگترین بازار جهان است با اندازه ۱۹ هزار میلیارد دلار ، پس از آن چین با ۱۲ هزار میلیارد دلار قرار دارد و ژاپن و المان در رتبه های بعدی قرار دارند اما انچه که این کشورها را متمایز می کند قدرت خرید در ان کشورهاست ، امریکا ، المان و ژاپن با درامد سرانه بیش از ۳۵ هزار دلار و چین بازاری با قدرت خرید بسیار کمتر طبقه بندی می شوند.
در این راستا ایران چه برنامه ای برای صادرات خود دارد؟ تقریبا بیش از ۴ دهه است که بزرگترین بازار صادراتی جهان را از دست داده است، که این بازار بزرگ و ثروتمند موجب توسعه صادرات ببرهای جنوب شرق آسیا بوده است، بازارش برای محصولات اروپای بعد از جنگ مفری بود برای توسعه صادرات و هم اکنون نیز بازار ایالات متحده به رغم افول اش هنوز بزرگترین بازار است.

آیا ایران می تواند صادراتش را توسعه دهد؟
بعد از ایالات متحده اتحادیه اروپا قرار دارد که هم درامد سرانه بالایی دارند و هم نیازهای متنوعی را شامل می شود ، صادرات به اروپا نیز امروزه روز به سبب تحریم های جدید ایالات متحده بعد از خروج از برجام به سختی صورت می پذیرد .
در بازار چین نیز دامنه صادراتی محصولات ایران فارغ از پتروشیمی و محصولات کشاورزی و … دامنه کمی وجود دارد که ان نیز به سبب تحریم ها به سختی صورت می پذیرد.
بازار های همسایه نیز که می توانستند گره گشا باشند به سبب بالا رفتن هزینه سرمایه ، مشکلات مالی و بانکی و بین المللی و عدم در نظر گرفتن مکانیزم های تهاتری در زمان مناسب در حال از دست رفتن است و اگر کاهش ارزش ریال نبود امیدی نیز بدان نبود.
ایران نشان داده است که از فرصتهای بین المللی ، رشدهای اقتصادی جهانی و بزنگاه ها نتوانسته است استفاده کند و سیاستهای اقتصادی را مبتنی بازارهای مصرف تعریف نماید.
مکانیزم های مالی بین المللی و اهمیت آن در توسعه صادرات
به لیست کشورهای برتر صادرکننده بنگرید، تمامی این کشورها در سیستم رتبه بین المللی دارای رتبه های خوب و کم ریسکی هستند (تقریبا تمام انها بالای Aهستند)، این بدین معنی است که تمام این کشورها از مکانیزم های مالی و سرمایه گذاری بین المللی به خوبی استفاده می کنند، تقریبا تمامی این کشورها از زنجیره سرمایه گذاری بین المللی استفاده می کنند و سرمایه گذاران بین المللی در این کشورها اقدام به تولید محصول و صادرات می نمایند، مثلا ترکیه که امسال صادراتش از ۲۰۰ میلیارد دلار گذشت تقریبا نیمی از صادراتش مربوط به سرمایه گذاران بین المللی بود.
صادرکنندگان پرتلاش ایرانی سالهاست که به سیستم مالی بین المللی ارتباط منظم و معنی داری ندارد، مثلا سالهاست بانکهای بین المللی ( نه الزاما غربی ، بلکه شرقی ها ) در ایران حضور ندارند، ایران سالهاست رتبه بندی اعتباری بین المللی نمی شود و سرمایه گذاری بین المللی در ان به سبب ریسکهای بالا افتان و خیزان بوده است.
عدم وجود اقتصاد مبتنی بر صادرات
همواره در برنامه ها از اهمیت صادرات می شنویم و می خوانیم ، اما ایا قوانین و مقررات، بخشنامه ها و تمام عزممان برای توسعه صادرات است ، اقتصاد مبتنی بر صادرات اقتصادی است که تمام هم و غم دولت و بخش خصوصی صادرات باشد ، ایا این فضا در کشور وجود دارد؟

نویسنده : دکتر پیمان مولوی

همه دست دادن بجز همه

چند روز پیش یه فیلم پخش شد که توی اون ذکر شده بود که در این جلسه و گردهمایی که سران بزرگ ۲۰ کشور حضور داشتند، هیچ شخصی حاضر نشد با محمد بن سلمان دست بده.
فیلم رو از یوتیوب رفتم پیدا کردم
همه دست دادن که
تازه در ادامه فیلم از یه دست جانانه ای که پوتین بهش داد هم خبرهایی بود و صدای عکاس ها هم که بلند بود
البته می دونید که چیدمان کجا ایستادن و کجا نشستن همیشه از قبل مشخص هست و گفته می شه که باید چه کسی در کجا بایستد و بنشیند /
اینجوری می شه گفت یه اتفاقی افتاده که همه دست دادن به این بشر اما ظاهرا مسئولین مادیدن که همه دست ندادن به ایشون به همین خاطر می شه گفت که همه دست دادن به جز همه

لطفا این فیلم رو ببینید ( تا آخر ) / شاید به فیلتر بشکان نیاز داشته باشید 🙂

تست رادیو پادکست

این مطلب رو جدی نگیرید !
بخش پادکست رو دارم راه اندازی می کنم و برای اینکه بتونه خیلی خوب پخش بشه و خیلی خوب هم مخاطب داشته باشه علاوه بر اینکه باید اجرای خوبی داشته باشه و محتوای خوبی هم داشته باشه باید خوب هم در پادکست ریدر ها هم بالا بیاد

نمی دونم چرا همین اول کاری هی ارر می ده اما کم کم باید برطرفش کنم

بالاخره مقاومت اقتصادی می طلبه که مقاومت دانشی رو هم انجام بدم و خودم مشکلات فنی رو برطرف کنم. 🙂

کسی هست که با این آهنگ زندگی نکرده باشه ؟

بعضی از آهنگ ها برای بعضی از آدم ها همیشه جاودان هست اما این آهنگ برای هر کسی که اون رو شنیده جاویدان شده
کم آدمی رو می شناسم که این آهنگ رو نشناسه مگر اینکه توی این ۱۰ الی ۱۵ سال به دنیا اومده باشه
این آهنگ برای OPUS هست و به سال های سال در کنسرت ها و برنامه های مختلف اجراش کرده و تقریبا امضا این خواننده همین آهنگ live is life هست.
ورژن قدیمی و جدید اون رو براتون می زارم تا ببینید. جالبه که نوازندگان اون در ورژن قدیم و جدید اون هم هستند

ورژن قدیمی :

ورژن جدید ( ۲۰۱۷ ) :

سلطان سکه و تیم محبوبش

سلطان سکه – وحید مظلومین و محمد سالم

سریع میرم سراغ مطالبم چون اینقده که صبح تا شب خرت و پرت میاد توی مغزمون دیگه کم کم باید مقدمه رو از اول نوشته برداشت / به جان خودم ها…
با دیدن عکس بالا تالاپی میشه فهمید که مِستر سالمی ( آقای سالمی ) طرفدار تیم استقلال بود و اگر تمام عکس های منتشر شده از ایشون رو ببینید، تا آخرین لحظات زندگی هم این طرفداری رو حفظ کرده بود.
حالا چندتا جیز توی ذهنمه:
– قبل از هر چیز خیلی دوست دارم بدونم این دو نفر توی برگه وصیتنامه اشون چی نوشتن و چی وصیت کردن ؟
– دوست دارم بدونم چنین آدم هایی آیا توی چندتا برگه و چند ساعت مونده به اعدامشون تمام وصیتنامه اشون رو می تونن بنویسن و اساسا آیا این وصیتنامه نسخه اصلی اش هست یا قبلا کامل اش رو نوشتن و چیز میزهایی که می خواستن رو گفتن؟
– به نظر شما مامورین بعد از گرفتن برگه های وصیت نامه اونا رو خوندن و بازرسی کردن یا نه، امانت نگه داشتن و دادن به صاحباشون
– آیا اوضاع کشور به زودی خوب می شه و سکه و طلا و پول و ارز و هر چی اینا برداشتن بر میگرده به بازار؟ روند برگشتش به بازار به چه قیمتی هست و طی چند روز و هفته به بازار تزریق می شه؟ پولی که بازار پرداخت می کنه به حساب چه شخص یا ارگانی می ره ؟
– اگر دولت به خاطر سکه ها این آدم ها رو اعدام کرده آیا با دادن جانشون بهای سکه ها رو ندادن؟ آیا باید این سکه ها دوباره به بازار فروخته بشه ؟ اساسا آیا دولت سکه ها رو از کاروان این آدم ها برداشته و دوباره فروخته به بازار ؟ چند تومن ؟
– اینا رو که دیدم قبل از اینکه یاد بگیرم این کار رو نکنم این سوال برام پیش اومد که دولت چه چیزهایی از این دو نفر یاد گرفت ؟
– راستی چرا بابک زنجانی هنوز زنده است ؟
– دوست دارم بدونم توانایی دولت برای برخورد با آدم ها به معیار قانون هست یا نفوذ شخص ؟
– چه آدم بی گناهی که هیچ رشوه ای تا حالا از کسی نگرفته و هیچ طلایی رو توی خونه نگه نداشته تا گرون بشه و عاری از گناه بوده طناب دار رو بالا کشیده ؟

آغاز روند کاهش قیمت ها به صورت نمایشی

همچین زیاد هم از زمانش نمی گذره که می نوشتن ۳ کیلو فلان میوه فلان قیمت. می نوشتن ۵ تا بخر ۶ تا ببر یا اگر ۴ تا از این جنس بخری یک فلان جنسی رو رایگان بهت می دیم.
اما این روزها فرق کرده. مثلا بزرگ نوشته پسته ۱۰۰ هزار تومن بعد که می ری جلوتر و با دقت میکروسکوپی برگه قیمت رو نگاه می کنی می بینی یه نیم کیلوی خیلی ریز کنارش نوشته که می شه نیم کیلو پسته ۱۰۰ هزار تومن.
۵ تا بخر و ۶ تا ببر هم که یا تعطیله یا اونقدر روی اون ۵ تا کشیدن و وزنش رو کم کردن و از این حرف ها که وقتی داری پول اون ۵ تا رو می دی باید خدا خدا کنی که همون ۵ تا رو خریده باشی نه اینکه جمع اش به ۴ تا هم نرسه.
صحبتی از جنس اشانتیون و رایگان هم نمی کنم که دیگه صحبت نیست، فحشه/
کلن دیگه کیلو کیلو خریدن رو خیلی ها گذاشتن کنار / این روزها باید بیشتر کار کنی، کمتر هزینه کنی تا بتونی روند نرمال زندگی ساده ای رو که داشتی رو تا یه مدتی بیشتر ادامه بدی ( در ایران )