بایگانی دسته: خودمونی

مدیری نشان داد مسئولین نقدپذیر نیستند


اتحادیه ها، اصناف، انجمن ها، سندیکاها یا امثال این گونه تشکل ها و فعالین گروهی دیگه مانند تعاونی ها و غیره برای این هست که دولت برای مذاکره یا اجرای تصمیمات کلان کشوری با یکایک فعالین اون بخش صحبت نکنه و با جمع کردن مدیران این گونه تشکل ها یکبار یک بخش نامه ای را به آنها صادر و آنها مسئول توزیع آن در بخش های مجموعه و زیر مجموعه خود کنند. به عبارتی دولت صدای خودش رو از طریق این تشکل ها به گوش فعالین اون بخش می زاره.
همین طور از رسانه ها و ابزارهایی که در درست داره مثل صدا و سیما و اپراتورهای فعال کشور نکات خودش رو به گوش مردم می رسونه.
اما صدای مردم چطور به گوش مسئولین و دولت و حاکمان نظام و کشور میرسه؟
گوش واستادن؟
جاسوسی بین مردم؟
سئوال کردن از آنها؟
خواندن نظرات در سایت های دولتی ؟
همه موارد بالا شاید شاید شاید وجود داشته باشه اما اصلا منطقی و برنامه ریزی شده نمی تونه باشه
منظورم از برنامه ریزی شده یعنی اینکه آیا یک سیکل و یک هلدینگ باید اینطور باشه ؟

یکی از ابزارهای رساندن صدای مردم به گوش مسئولین مجریان مردمی کشور هست. دقیقا مثل آقای #مهران_مدیری
آقای مدیری در برنامه خود (#دورهمی ) که دارای مخاطبین منحصربه فرد خودش هست نقدی از اوضاع کشور کرد که نظر اکثریت مردم هست و این نقد به منزله عدم تحمل مردم در مقابل مشکلات نیست و اثبات اش هم همین سکوت و پشت دولت بودن ملت در تمام مراسمی هست که نشان دهنده غرور ملی در سطح بین الملل هست. بنابراین نقد بر اوضاع کشور یک سرمابه بی نظیر برای دولتمردان مسئول هست تا نقطه ضعف واقعی خودشون رو از دهان مردم و نماینده های آن ها بشنوند.
اطرافیان دولتی ها و مجریان دولتی همیشه در وصف عملکرد دولت گفته اند و آنهایی هم که نقد تند و سازنده کرده اند به عنوان عوامل غیر قابل اطمینان مدیران ارشد خود قرار گرفته اند بنابراین ما شاهد تعاریف جدیدی از اشتباهات مسئولین هستیم که شنونده رو کم عقل در نظر گرفته و انتظار تشکر از شنونده رو هم داره.
نمایندگان دولتی مردم ( نمایندگان مجلس ) خود نیز گاهی برای حفظ صندلی های مجلس برای دوره های بعدی نمی توانند به شکل سازنده نقش وکالت و نمایندگی خود را اجرا نمایند و شاید در مقابل هر نقدی به خود مجلسی ها به جای عذرخواهی و یا تدبیر صحیح برای اصلاح آنها موضع دفاعی سنگینی رو می گیرند و این دفاع آنقدر سنگین می شود که تبدیل به یک حمله شدید به نقاد و نقادین می شود. بنابراین مردم صدای خود را به دست شخصی می سپارند که شاید برگه رای را از مردم نگرفته اما تبدیل به ابزار ارتباطی آنها با مسئولین شده است و بدون چاپلوسی و نگرانی امتیازهایی که شاید بتواند از دولت بگیرد، صدای جامعه را به گوش شنوندگان دولتی می رساند.
مردم چقدر در تاکسی ها شکایت کرده اند و به این شکایتها به کجا رسید؟
مردم چقدر اتوبوس و مترو گله کنند و ناراحتی های خود را بازگو کنند و این گله ها به کجا رسید ؟
مردم چقدر از کمک های مردمی که به بم ارسال شد، به کرمانشاه ارسال شد، به گلستان ارسال شد و دیده نشد گله کنند و این گله ها به کجا رسید ؟
مردم چگونه متوجه شوند که صدای آنها شنیده شده است؟

اما زمانی که آقای مدیری و امثالهم از رسانه پر مخاطب تلویزیون صدای آن ها، نقدهای آن ها و گله های آن ها را به گوش مسئولین می رسانند خوشحال می شوند. جان می گیرند و امیدوار می شوند که مسئولین صدای آن ها را شنیدند.
در همین لحظه ناگهان مدیران کشور دستور سکوت این صدا را می دهند. به عبارتی به مردم می گویند از ما شکایت نکنید از ما گله نکنید از ما راضی باشید .

امید مردم با واقع گویی آقای مدیری از بین نمی رود؟
شوق زندگی مردم با نمایش واقع بینانه رسانه های از بین نمی رود؟
برعکس/ امیدوار می شوند که صدایشان به گوش دولت رسید
نا امیدی زمانی ایجاد می شود که در صف وام بانک، سالها در انتظار کمک های وعده داده شده باشی
نا امیدی زمانی ایجاد می شود که جوان های پر از ایده و ذوق و شوق پیشرفت با هیچگونه حمایتی مجبور به فروش ایده های خود به کشورهای همسایه شوند
نا امیدی زمانی ایجاد می شود که در روزنامه و جراید اخباری مملو از اختلاس و پولشویی و موفقیت های نمایش آقازاده ها می شوند.

لطفا نقد مردم، صدای مردم، گله های مردم و شکایت های مردم را بشنوید و مانند یک سرمایه واقعی و یک گله مندی درون خانواده آنها را بشنوید و آن را بررسی کنید.
نباید رسانه ها و شبک های مجازی وابسته به غرب صدای مردم باشند، ما باید درون خودمان پرچم خودمان را بالا نگه داریم.

چه زیباست روزی یک مسئول در رسانه های ملی از اشتباه خود عذرخواهی کند و یا حق را به انتقادی بدهد و بگوید ما حواسمان نبود، ممنون که ما را یاری کردید، ممنون که ما را نقد کردید.

آغاز روند کاهش قیمت ها به صورت نمایشی

همچین زیاد هم از زمانش نمی گذره که می نوشتن ۳ کیلو فلان میوه فلان قیمت. می نوشتن ۵ تا بخر ۶ تا ببر یا اگر ۴ تا از این جنس بخری یک فلان جنسی رو رایگان بهت می دیم.
اما این روزها فرق کرده. مثلا بزرگ نوشته پسته ۱۰۰ هزار تومن بعد که می ری جلوتر و با دقت میکروسکوپی برگه قیمت رو نگاه می کنی می بینی یه نیم کیلوی خیلی ریز کنارش نوشته که می شه نیم کیلو پسته ۱۰۰ هزار تومن.
۵ تا بخر و ۶ تا ببر هم که یا تعطیله یا اونقدر روی اون ۵ تا کشیدن و وزنش رو کم کردن و از این حرف ها که وقتی داری پول اون ۵ تا رو می دی باید خدا خدا کنی که همون ۵ تا رو خریده باشی نه اینکه جمع اش به ۴ تا هم نرسه.
صحبتی از جنس اشانتیون و رایگان هم نمی کنم که دیگه صحبت نیست، فحشه/
کلن دیگه کیلو کیلو خریدن رو خیلی ها گذاشتن کنار / این روزها باید بیشتر کار کنی، کمتر هزینه کنی تا بتونی روند نرمال زندگی ساده ای رو که داشتی رو تا یه مدتی بیشتر ادامه بدی ( در ایران )

قبل از دیر شدن انجامش بدیم

باورتون نمی شه اما حتی گفتن کلمه هایی مثل دوستت دارم، عاشقتم، من رو ببخش، حق با تو هست، بیا با هم روش فکر کنیم، باهم بهتر می شیم، با اجازه تو، و … همه و همه حتی اگر به حرف هم باشه، شیرین و زیبا و دوست داشتنی و صد در صد اثر بخش هست.
قدر همدیگر رو بدونیم. به هم احترام بزاریم . حد و حدود مغرور بودن و غرور داشتن رو محاسبه کنیم. برای همسرمون از خیلی منیت ها بگذریم و آینده رو روشن کنیم. با بخشیدن ها و نشنیدن بعضی چیزها، روزهای تاریک رو دور کنیم و روشنایی رو زنده نگه داریم.
زندگی ارزش زیادی داره و فقط یک بار به آدم داده می شه و شما و من حق داریم که یک بار اون رو امتحان کنیم. در طی این یک فرصت با شریک زندگیمون باید چطور رفتار کنیم؟ نکته های ریز مهمی وجود داره که هرچند کوچک اما تاثیر زیاد و مهمی داره
دکتر شهرام اسلامی به یک نکته این زندگی در مایه یک نمایش پرداخته.لطفن تماشا کنید/ این وقتی که می زارید رو دور نمی ریزید.

ماه به ماه منت یارانه ها رو میشنویم

 

در ابتدای هر ماه از ۲۴ ساعت مانده به لحظه واریز این یارانه اندک بی مصرف، تمام رسانه ها و روزنامه ها و صدا و سیما اقدام به شروع اطلاع رسانی می کنند که ۲۴ ساعت مانده به واریزی شماره فلان یارانه مربوط به ماه فلان انگاری که قراره پول سرانه نفت رو بریزن به حسابامون و می تونیم باهاش تمممام مشکلاتمون رو برطرف کنیم.

این روند طوری ادامه پیدا می کنه که ساعت ۲۲ هم یه بار دیگه اعلام می کنن که تا ۲ ساعت دیگر یارانه مرحله فلان به حساب مردم ایران واریز می گردد . جالیه گوینده خبر طوری هم این خبر رو می گه که شور حسینی مردم رو بر میداره و با لب های خندان وارد صف بزرگ دریافت یارانه ها در روبروی دستگاه های ATM می شن.

چرا هر روز منت مشکلاتمون رو نزاریم؟

حالا بیا فکر کن ما هم هروز منت مشکلاتمون رو به سر دولت بزاریم و ساعت به ساعت اعلام کنیم که فلان مشکل را یک ماه دیگر تحمل کردیم. یا بگیم امروز راس ساعت فلان مشکل مسکن رو برای یک روز دیگر تحمل کردیم.

  • ما آخر هر شب یک روز دیگر مشکل فشار های دلار را تحمل کرده و وارد فردا می شویم
  • ما تا چند ساعت دیگه یک روز دیگر مشکل نوسان خرید یک سطل ماست رو که هر دقیقه تغییر می کنه رو رد کرده و آماده ورود به فردا می شیم
  • ما تا آخر امروز یک روز دیگه ای رو که نمی تونیم برای آیند خودمون یه برنامه درست و درمان بچینیم رو رد می کنیم و وارد تحمل کردن آن در فردا می شویم
  • و …


الان من چند نمونه ساده رو زدم اما اگر در بازار تهران راه برید، در تاکسی بشینید، در مسجد باشید، در اتوبوس باشید و یا کلن در هر جایی باشید که بیشتر از دو نفر هستند حتمن می شنوید که مردم روزانه به چه دردسرهایی سر و پنجه نرم می کنن و هر روز دارن چه مشکلاتی رو تحمل می کنن و متاسفانه محکوم به تحمل همه اونها هستن و چاره ای جز تحمل کردن ندارن و هیچ رسانه قوی ندارن که ساعت به ساعت تحمل کردن اونها رو اعلام کنه و به گوش مسئولین و دولتمردان برسونه.

ما حاضریم یارانه نگیریم و همه چیز به ۱۰ سال گذشته برگرده/ این نظر خیلی از مردم شده / شاید واقعن دارن صبر می کنن تا تموم بشه


آقای دوربینی واقعی

آقای دوربینی
چند وقتی بود که صدا و سیمای ایران آقایی رو معرفی می کرد که هرجایی دوربین بود زودی جلوی اون می پرید و دلش می خواست که توی تمام مراسم ها چه تظاهرات، چه عزاداری،چه جشن و چه معرفی نامه و چه مجلسی و غیر مجلسی، چه پای صحبت آقای قرائتی و چه پای جلسات استاد قمشه ای و چه پای افتتاحیه و کلنگ زنی جایی و خلاصه هر جایی که فکرش رو کنید بیاد و خودش رو جلوی دوربین بندازه.
ایشون کاری نداشت که کی می بینه فقط دوست داشت حتمن حتمن خانومشون ایشون رو ببینن.
خوبیه داستان این هست که خیلی ها هم که به این موضوع دقت نداشتن یهو دیدن که برنامه ۲۰:۳۰ تلویزیون و شبکه های اجتماعی و سایت های خبری و غیره ایشون رو برجسته ( إBold ) کردن و همه و همه تا بعضی از ایرانی های خارج از ایران هم ایشون رو شناختن.
من فکر می کردم که این حسی که ایشون به دوربین داره یه بیماری ساده است برای جلب توجه بیشتر و می تونه توی هر آدمی باشه حتی خود من. موضوع این هست که حق با من بود البته نه اینکه این داستان رو توی خودم به صورت واقعی ببینم اما توی تلویزیون یکی رو دیدم که همه جا هست و کافیه یه مراسم افتتاحیه توی کره ماه و مریخ باشه، قطعا اونجاست.
یعنی یه چیزی میگم و یه چیزی می خونید ها. طوری توی تلویزیون می گرده و توی تمام برنامه ها هست که گمانم رئیس جمهوری اینقدر ازش تصویر توی آرشیو صدا و سیما نیست و حدس می زنم که شاید گام برداشته برای تیم ملی ریاست ایران و رئیس جمهور شدن.
مراسم افتتاحیه المپیک هست، مراسم خاک سپاری ننه جون فلانی هست، مراسم عزاداری، تظاهرات، شادی و مولودی و استقبال از تیم ملی فوتبال و بیعت دولت با آرمان امام خمینی، بررسی و آنالیز حضور داعش در منطقه، تودیع ریاست بانک مرکزی، استعفاء فلان مدیر و … خلاصه گمان می کنم چند وقت دیگه زمان تحویل سال نو هم بعد از رهبری و ریاست جمهوری ایشون بیاد پیام تبریک بده.
آقای عبدالعلی علی‌عسگری ششمین رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی رو خدمتتون معرفی می کنم.
آقای دوربینی قبلی می خواست همسرشون ایشون رو ببینن و بقیه مهم نبودن اما پروژه تبلیغی و چهره سازی ایشون فکر می کنم قوی تر عمل کنه / بنده هم در نقش ۲۰:۳۰ ایشون رو به شما معرفی می کنم و به نظر بنده آقای دوربینی واقعی ایشون هستن.

ترکیه ای ها جنبه داشته باشید

خب توی سیاست های جدید مستر #ترامپ ترکیه هم به کشورهایی که باید تحریم بشن اضافه شد

تا این #تحریم_ترکیه شروع شد قیمت اکثر چیزها و جنس ها و تقریبا تمام بلیط های خط هوایی افزایش کلانی پیدا کرد و این اتفاقات تنها در چند روز حاصل شد

پیامم به ترکیه این هست که از ما ایرانی ها یاد بگیرید / تقریبا تمام این ۳۰ َال اخیر رو تو تحریم بودیم و بدبختی کشیدیم و تازه تازگی ها داریم هر دو روز قیمتهامون رو نجومی افزایش میدیم آخه چرا شما که تازه تحریم شدید توی این دو روز این همه افزایش قیمت داشتید؟

منتظرم هوا آلوده بشه

بعد از این همه برو و بیا و هزارتا داستان بدون علاجی که برای کنترل آلودگی هوا کشیدن، بزرگان مملکت دار که کنترل و مدیریت آینده ایران رو به دست گرفتن یا فکر میکنن که تنها اونا دلواپسین ایران هستند تصمیم گرفتند که از تردد خبرنگاران جلوگیری کنن

البته از ۴۰۰۰ خبرنگاری که ایشان تایید کرده بودن ظاهرن ظاهرن ۲۰۰۰ نفر کارت گرفتن که احتمالن و طبق روال میشه تشخیص داد چه سازمان و افرادی هستند

خلاصه با داشتن سه تا رسانه فعال و ۱۵ سال سابقه کاری و خبرنگاری و داشتن بیشتر از ۲۰۰ مطلب خبری و تحلیلی بنده به عنوان خبرنگار از سوی شهرداری تهران تایید نشدم و احتمالن تمدید مجوز فعالیت و کارت خبرنگاری رو هم دیگه شهردار نداشته تهران باید انجام بده

حالا منتظرم هوا آلوده بشه ببینم ما که تردد نداشتیم پس چه کسی هوا رو آلوده کرده؟

برانکو از کیروش هم شکست خورد

تقابل کیروش و برانکو که منجرب به شکست تیم پرسپولیس از تیم فوتبال سایپا شد-فروردین 97

در پی شکست ۲ بر ۱ تیم پرسپولیس از تیم ساپیا مطلب زیر به ذهنم خورد که گفتم اون رو با شما هم در میون بزارم
ظاهرن آقای برانکو آدمی هستند که از شکست ها تجربه نمی گیرن و اونقدر مغرور هستند که شکست رو به خاطر اشتباهاتشون قبول نمی کنن.
اینجوری که الان می خوام حرف بزنم اصلن درست نیست اما اگر یه مربی وجود داشته باشه که داره غیر حرفه ای رفتار می کنه خوبه این گونه نوشته ها و نظرات به گوشش برسه .

البته تیم پرسپولیس که برای بابای برانکو نیست و اونقدر هم امتیاز جمع کرده که حالا جای هر ریسک و خطرپذیری رو برای خودش باز می زاه که خب اگر جواب داد که به امتیازاتشون اضافه می شه و غرور بیشتری به دست میارن و اگر هم جواب نداد که خب نداد و خطری تیم رو تهدید نمیکنه و اگر این هفته قهرمان نشد هفته بعد و اگر باز هم نشد دوباره هفته بعد.

آقای برانکو خیلی حساس هستند که تیم منظم باشه، سر وقت بیان سروقت برن سروقت غذا بخورن و سروقت بخوابن و شوخی و بازی های تیمی هم سر وقت باشه. به هیچ بازیکنی که خودش رو بگیره و خودش رو بالاتر از بقیه بدونه بهایی نمیده و از اینطور اخلاق ها. اما آیا خود برانکو هم حرفه ای رفتار می کنه؟ حرفه ای بازی کردن با حرفه ای رفتار کردن فرق داره ها. مثلن رونالدو یک بازیکن حرفه ای هست و حرفه ای بازی میکنه ولی چون این بازی کن یک بازیکن حرفه ای هست و الگو هست نباید توی کازینوهای پلی بوی حضور داشته باشه حتی اگر منع قانونی نداشته باشه و باید حرفه ای رفتار کنه رفتار.

آقای برانکو در دو بازی آخر خودش حرفه ای رفتار نکرد.
قبل ار بازی با استقلال مانند یک برنده قطعی رفتار کرد و به هواداران گفت برای جشن به استادیوم بیان و عیدی آغاز سال ۹۷ رو بگیرن که گفت برای شفر ( مربی استقلال ) سوپرایز دارم/ خب سوپرایزشون عوض کردن ترکیب تیم بود و ترکیب برنده و برداشته بودند و یک ترکیبی گذاشتن که به گفته کارشناسان یک ترکیب بازنده و غیر معقول بود و با شکستی که از استقلال خورد عیدی دادن رو انداخت به سال بعد.
مثلن ایشون خواستن بگن که من با یه ترکیت ضعیف هم می تونم این مربی آلمانی که داره هی نتایج خوب هم می گیره و شکست بدم. در اصل ریسک کرد و گفت اگر بردم، که استقلال و شفر رو ذلیل کردم اگر هم باختم چیزی از دست ندادم و قهرمانی همچنان در راه هست و با هزینه پرسپولیس برای خودش ریسک خریدتا اگر برنده شد هزینه به دست آوردن این امتیاز رو پرسپولیس داده باشه.
اما برانکو از این شکست تجربه ای کسب نکرد و در زمان بازی با سایپا و برای تو دهنی زدن به برانکو که گفته بود بازیکنن باشگاهی خسته هستن و به تیم ملی دعوتشون نمی کنم بازیکنن عالی و تیم ملی باز خودش رو توی ارنج نچید که شاید با شکست ساپیا بدون بازیکنان تیم ملی پوش به برانکو بگه من بازیکنان رو خسته نمی کنم و این تو هستی که بازیکنان باشگاه رو می بری و خستشون می کنی و دوباره تحویل ما می دی و چون الان بازیکنان من رو خسته کردی من نتونستم از اونها استفاده کنم .

بازهم برانکو به غرور خودش باخت و پرسپولیس از جیب آقای برانکو شکست خورد.
جالبه بدونید شفر چی گفته مربی استقلال گفته :  باید با کیروش همکاری کنیم و دنبال جلسه با او هستم.من در تیم ملی کامرون،جامائیکا و تایلند بودم و با مربیان جلسه می‌گذاشتیم تا به راه حلی برسیم و دوست دارم با کیروش همکاری نزدیکی داشته باشم تا تیم ملی کیفیت خوبی داشته باشد

خب پسر خوب- برانکو جان! بزرگ فکر کن – بزرگ باش – حرفه ای رفتار کن / بهتره تو هم مثل بازیکنانت منظم باشی

فراموش نکنید که من یک #استقلالی هستم و تیم استقلال رو دوست دارم اما دلیل نمی شه که نقد خودم رو نکنم/ برانکو از کیروش هم شکست خورد و به همین علت بازی رو به سایپا باخت ضمن اینکه بچه های آقای علی دائی عالی بودن مخصوصن در نیمه اول بازی

صندلی های چسبناک مجریان صدا و سیما

محمد رضا حیاتی پیشکسوت گویندگی خبر در صدا و سیما

از وقتی یادمه آقای #محمد_رضا_حیاتی گوینده خبر بوده توی صدا و سیما تا الان که بنده دارم این مطلب رو می نویسم.
آقای حیاتی از سال ۱۳۶۰ وارد صدا و سیما شدن و ظاهرن که به غیر از فعالیت در تلویزیون در رادیو هم کارهایی رو انجام دادند و اگر از حق نخواهیم دور بشیم یکی از قدیمی ها و پیشکسوتان گویندگی خبر در صدا و سیما هستن.
ایشون در سال ۱۳۹۴ بازنشسته شدن اما ظاهرن توی ایران بعد از بازنشسته شدن بجای اینکه بریم و استراحت کنیم و لذت ببریم، دنبال کار دوم می گردیم. برای مثال آقای حیاتی علاوه بر اینکه بعد از بازنشستگی صندلی کاریه خودشون رو تحویل ندادن بلکه کارهای حاشیه ای مثل اجرای سمینارهای شرکت های تولیدی و وارداتی را نیز بعضن به عهده گرفتن و به جای استراحت چند برابر روزهای دیگه کار می کنن که قطعن به ما چه و خودشون می دونن.

“آقای حیاتی در سایت جام جم گفتند که بعد از پایان فعالیت گویندگی حتما وارد عرصه #بازیگری می شن”

اما مغز حرف بنده این هست که چرا صدا و سیما در طی این چند سال نتونسته مجری رو جای ایشون تربیت کنه و بیاره سر کار

در بخش های ورزشی و اجرای برنامه های ورزشی و تفریحی مجریانی وارد سیستم صدا و سیما شدن اما بحث بنده گویندگی خبر هست.
چرا به جای آقای حیاتی یه جوون تجربه پذیر وارد نشده؟ چرا به جای اینکه دو حقوق به آقای حیاتی داده بشه یک جوان دیگه وارد بازار کار نشه ؟
قطعن آقای حیاتی باید در گوشه ای تجربیات خودشون رو که با هزینه دولت به دست آوردن رو نفر بعدی انتقال بدن و این صندلی چسبناک صدا و سیما رو به شخص دیگه ای بسپارن.
تعدد مجریان جوان در شبکه خبر بهعلت ماهیت برنامه های متنوع و فراوان این شبکه یک گام خوب و مفید هست که باید به سایر شبکه ها نیز سرایت کنه.
خلاصه اینکه با حرکت ها و جابجایی های مناسب هم می تونیم اشتغال زایی کنیم و نور امید رو به دل جوون ها وارد کنیم و ایمان داشته باشیم که جوان های امروزی سریع تر می تونن با متدهای جدید آشنا بشن و به تنوع و مخاطب پسندی برنامه های تلویزیونی اضافه کنن.

زباله های نوروزی

زباله در جاده

ریختن زباله در جاده

سالهای سال هست که به روش های متفاوت و با ابزارهای مختلف دارن فرهنگ سازی می کن که آقا جان توی طبیعت آشغال نریزید.
همه جوره دارن می گن که پلاستیک و نایلون و فلان و بهمان چقدر زمان می بره که تجزیه بشن و به طبیعت برگردن ( که بنده اعتفاد دارم که برگشت به طبیعت هم آخر داستان نیست و خیال آدم با این اوضاع راحت نمی شه )
اما بازم انگار نه انگار
توی همین چند روزی که از سال نوی ۹۷ گذشته شخصا بارها شاهد این بودم که نسل جوان ما هنوز این موضوع رو جدی نمی گیره و یا اگر می گیره برای خودش جدی نمی گیره و فکر می کنه این حرف ها برای دیگران هست نه برای اون
همین آدم های جوون یه فیل باکلاس و فرهنگی و احساسی که توی #فیس_بوک و #توییتر می بینن می گن فرهنگ اونا رو نگاه کن فرهنگ ما رو نگاه کن و بعد با تکون دادن سر یه افسوس برای ایرانی ها می خوره و خبر نداره که بابا خودش اول همین داستان هست.
چرا مردم توی هر سنی که هستن متوجه نیستن که اولن آشغال ریختن کلن یک حرکت زشتی هست که ذاتن روی روان و روح آدم اثر منفی می زاره چه اون شخصی که آشغال می ریزه چه اونی که بعدن می خواد از حق شهروندی و پاکی محیط زندگی اش لذت ببره
دومن چرا به این موضوع از این زاویه نگاه نمی کنیم که بابا جان یکی باید بعدن این آشغالی رو که شما ریختی رو از زمین جمع کنه و این یک نفر می تونه هر کی باشه، شاید من شاید یکی دیگه و شاید اصلن یکی از افراد خانواده خودش.
سوم اینکه بیایید فکر کنیم که کسی قرار نیست این آشغال رو جمع کنه و آشغال ریختن هم روح و روان ما رو اذیت نمی کنه، آیا به نظر شما صد سال آینده این آشغال های ریز و درشت نمی شه یه تپه و یه کوه آشغال ؟
ما اصلن مسئول آینده و نسل آینده بعد از خودمون هستیم ؟
چرا هیچ وقت اینطور نگاه نمی کنیم که بعدها این فرزندان ما و دوستان ما هستن که می خوان از این سهمی که دنیا براشون گذاشته استفاده کنن.
این موضوع در در عید نوروز و مسافرت های بین جاده ای و درون شهری بسیار دیده می شه / لطفن اگر دیدید و تونستید هم یه تذکر مهربانانه بدید و هم اون زیاله رو در جای واقعی خودش بزارید / ممنونم